ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

105

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

كند عدل باشد . پس چون‌كه بارى تعالى در ملك خود تصرف كند عدلست . اما مرجئه مىگويند هركه مؤمن باشد هر گناه كه بكند آثم نبود ، با وجود ايمان معصيت تصرف نكند ، همچنان‌كه طاعت با كفر نافع نبود و به ازاء مرجئه وعيديّه‌اند كه قايلند به تكفير صاحب كبيره و جاودانه در عذاب آتش بودن و اگر نيز مؤمن باشد لكن عقابش از عقاب كافر اخفّ و اسهل باشد . و اما شيعه و ايشان قايلند به امامت على بن ابى طالب عليه السلام بعد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و سلّم ، و از اولاد و ذريات او امامت بيرون نبردند مگر به ظلم و عدوان و قهر و كفران ، و ثبوت عصمت امامت از كباير و صغاير . و امام ركنى وثيق است از اركان دين و پيغمبر بايد كه از آن غافل نباشد و بايد كه امامت و تقدّم بارى تعالى دهد نه عوام النّاس و جهّال و اراذل تفويض كنند . و از زمرهء شيعه بعضى غاليه‌اند مانند نصريه و سبائيه و ملاحده ، كه گفته‌اند : بارى تعالى به صورت على ظاهر شد و به زبان او با خلقان سخن گفت ، اعنى گروهى از شيعه او را از خلقت به خالقيت حكم مىكنند . و به ازاى شيعه خوارج‌اند كه مىگويند : على واجب نيست ، هركه باشد شايد كه امام بود آزاد و بنده به شرط آنك عادل باشد ، كه اگر عدلش نبود قتلش واجب بود . و اما مذهب فروع آنچه مشهورست چهارست : مذهب مالك بن الانس و مذهب ابى حنيفة بن ثابت و مذهب محمد بن ادريس الشّافعى القرشى و مذهب محمد بن احمد بن الحنبل . و اركان اجتهاد چهارند : كتاب و سنّت و اجماع و قياس . تا هر قضيه از قضاياى شرعى كه از حلال و حرام حادث شود ، نخست در كتاب خداى تعالى نظر كنند ، اگر متّفق يافتند بدان تمسك نمايند و اگر چنانك نيافتند به سنّت نبى عليه السّلم اگر خبر مثل آن يافتند هر آينه حكم بر آن كنند و اگر نيافتند